تبليغاتX
medico
 

بيماريهاي عصب ها

1-شکستگي بازو (که عصب راديال بازوکه ازکنار استخوان بازو مي گذرد)دراثربريدگي يا زخمهاي عميق يا ضربه هاي شديد و يا شکستگي بازو ممکن است اسيب ببيند.

2-اعتياد به الکلشخصي الکلسيم به بيماري رواني مبتلا ميشود زيرا الکل برسلولهاي مغزاثر مخرب دارد.

3-بيماري قند.

4-مسموميت ها ازارسنيک سرب ، نمکهاي جيوه و نمکهاي طلا.

5-کمبود ويتامين ب.

6-بيماري عفوني بويژه ديفتري.

7-سرطان ها

فلج کودکان (پوليوميليت)

بيماري عفوني و مسري هست که بيشتر در کودکان و کمتردرنوجوانان ديده مي شود علت بيماري ويروسي هست.

تشنج

تشنج عبارتست از :تکان هاي سريع و حرکتهاي يکنواخت و کوتاه در نتيجه انقباضهاي پي در پي يک يا چند ماهيچه.

نمونه تشنج ماهيچه اي ، سکسکه و يا لرزشهايي است که در پلکها و يا در قسمت کوچکي از بدن عارض مي شود . بيماري صرع نوعي تشنج است.

 

نوشته شده توسط khalil در پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386 | موضوع:
 

دوعامل بر زندگي انسان اثر دارد. ساختار ژنيتکي که استعداد افراد را در ابتلا به بيماريها تعيين مي کند و روش زندگي .شما نمي توانيد عوامل ارثي موثر بر زندگي تان را تغييردهيد. ولي قادريد براي کنترل خطر اسيب ديدگي يا ابتلاء به بيماريها رفتارتان را اصلاح کنيد . شما بر ميزان خوردن ، اشاميدن ، سيگار کشيدن ،ورزش کردن و همچنين ميزان فعاليت جنسي تان، تا حدودي احاطه داريد . روش زندگي فرد روي سلامت حال و اينده اش اثر دارد.

قلب سالم

درهر روش زيستن عواملي همچون رژيم غذايي مي تواند بر ساختارعروق کرونري و سلامت قلب موثر باشد.

در کشورهاي توسعه يافته ، بعلت ارتقاء سطح سلامت اجتماعي ، اميد به زندگي به بيش از يک قرن افزايش يافته است. با وجود اين ، در بريتانيا کبير ، تقريبا" 90 هزار نفر قبل از سن 65 سالگي مي ميرند ، که اغلب اين مرگها ناشي از بيماريهاي طولا ني مدت نظير سرطان قلبي است. شما مي توانيد با يک روش زندگي سالم ،خطر ابتلاء به بعضي از اين بيماريها را کاهش دهيد.

نوشته شده توسط khalil در شنبه بیست و چهارم شهریور 1386 | موضوع:
 
به چه وسيله رگها و عروق را باز کنيم.                                                                     

زماني که ديواره هاي رگ و سرخرگي ضخيم و سفت شود ، انسداد عروق قلب يا آرترواسکلروزيس پيش آمده است. آترواسکلروزيس يکي از شايع ترين اشکال آرترواسکلروزيس است.
گرچه اين دو واژه اغلب بجاي يکديگر استفاده مي شوند ، آترواسکلروزيس به سخت شدن عروق در اثر تجمع باقيمانده هاي چربي (پلاک) و ديگر مواد در ديواره عروق گفته مي شود. قلب يکي از اندام هايي است که معمولا دچار آترواسکلروزيس مي شود.
زماني که عروق قلب وعروق کرونر باريک شوند ، ممکن است بيمار به درد قفسه سينه يا حتي حمله قلبي دچار شود
نحوه انجام کار به شرح زير است:
پس از تشخيص انسداد عروق قلب که گاهي توسط اسکن و اغلب بوسيله روش آنژيوگرافي صورت مي گيرد ، پزشک معمولا اقدام به عمل آنژِيوپلاستي مي کند.
اين روش غير جراحي براي باز کردن سرخرگ باريک شده کرونر انجام مي شود.
طي اين عمل يک رشته سيم باريک از محل کشاله ران وارد رگهاي خوني مي شود تا به پلاک يا لخته اي برسد که براي مثال باعث سکته قلبي شده يا ممکن است بشود.
اين سيم بطور مکانيکي لخته را منهدم مي کند. گرچه آنژيوپلاستي دراکثر موارد موفقيت آميز است اما گاهي انسداد عروق مجددا روي مي دهد.
به همين منظور و براي باز نگه داشتن رگ ، پزشک تصميم به کاشت يک "استنت" در رگ مي گيرد.
استنت لوله فلزي فنري شکل مشبکي است که در سرخرگ قرار داده مي شود تا آن را باز نگه دارد.
اين ايمپلنت که دائمي است رگ را باز نگه داشته عبور جريان خون را بهبود مي بخشد و از علائم بيماري عروق کرونر مي کاهد.
اين لوله مشبک کوچک روي يک بالن کاتاتر سوار شده و به محل انسداد منتقل مي شود. زماني که بالن باد مي شود استنت منبسط مي شود و با فشار به ديواره داخلي رگ کرونر متصل مي گردد.
پس از آنکه هواي داخل بالن تخليه مي شود ، آن را بيرون مي آورند در حاليکه استنت در آنجا باقي مي ماند.
تجربه نشان داده است که استفاده از استنت بر موفقيت آنژِيوپلاستي افزوده و از ميزان تنگي مجدد عروق مي کاهد.
مزاياي کاشت استنت:
پس از آنژِيو پلاستي و کاشت موفقيت آميز استنت ، اکثر بيماران نشانه ها ي بيماري را که قبلا وجود داشت ديگر احساس نمي کنند و يا خيلي کمتر حس مي کنند.
ميزان کاهش نشانه ها بستگي به اندازه ناحيه جديد باز شده در رگ و انسداد يا تنگي عروق ديگر دارد.
پس از عمل:
بعد از انجام روش بيمار به قسمت ري کاوري يابخش مراقبت ويژه منتقل مي شود و معمولا يک يا دو شب در بيمارستان مي ماند.
فشار خون و ريتم قلب بطور مرتب کنترل مي شود. نوشيدن مايعات به بيمار توصيه مي شود تا ماده شفاف کننده تزريقي از راه کليه ها دفع شود.
ابتدا فعاليت بدني بيمار تا حدي محدود مي شود و او بايد بتدريج آن را افزايش دهد.
پيش از مرخص شدن از بيمارستان پزشک دستورالعمل هايي را در مورد داروها ، رژيم غذايي و فعاليت بدني به بيمار مي دهد که بايد به دقت رعايت شود
.

نوشته شده توسط khalil در جمعه بیست و سوم شهریور 1386 | موضوع:
 

با

نوشته شده توسط khalil در جمعه بیست و سوم شهریور 1386 | موضوع:
 

قلب و عروق

در سیاهرگهای بزرگ نظیر
بزرگ سیاهرگها (Vena Cava) لایه داخلی از آندوتلیوم و لایه زیر آندوتلیال
نسبتا ضخیم تشکیل شده است. لایه میانی و لایه داخلی ضخیم ترین لایه
می‌باشد. لایه خارجی وریدهای بزرگ حاوی دسته‌ای از عضلات صاف طولی ، الیاف
کلاژن و الاستیک می‌باشد. وریدهای متوسط در وریدهای متوسط نظیر وریدهای
جلدی و اندامی، از نظر ساختمانی لایه داخلی نازک ، لایه میانی در مقایسه
با وریدهای بزرگ نسبتا ضخیم و لایه داخلی عمدتا از الیاف کلاژن طولی و
الیاف الاستیک پراکنده تشکیل شده و بطور واضحی ضخیم‌تر از لایه میانی
می‌باشد. این وریدها دارای دریچه‌هایی (Valves) هستند. دریچه‌ها از دو چین
نیم هلالی لایه داخلی ، که غنی از رشته‌های الاستیک می‌باشند، تشکیل شده
اند، و در هر سطح ، آندوتلیوم آنها را می‌پوشاند. این دریچه‌ها باعث رفتن
خون وریدی به طرف قلب می‌شوند و از بازگشت آن جلوگیری می‌کنند. نیروی پیش
برنده قلب ، توسط انقباض عضلات اسکلتی اطراف این وریدها تقویت می‌شود.
وریدچه‌ها وریدچه‌ها یا ونولها عروقی هستند به قطر 1-0.2 میلیمتر که در
آنها لایه داخلی از یک ردیف سلول آندوتلیال و غشا پایه تشکیل شده است.
لایه میانی بسیار نازک و حاوی 3-1 لایه عضلانی و یا در مواردی فاقد عضله
می‌باشد. لایه خارجی که ضخیم‌ترین لایه می‌باشد عمدتا حاوی الیاف عمدتا
الیاف کلاژن است. وریدیچه‌های مرتبط با شبکه مویرگی بسیار کوچک بوده و به
وریدچه‌های پشت مویرگی موسومند. وریدچه‌های پشت مویرگی از نظر ساختمانی
شبیه مویرگها هستند و دارای دو عمل مهم می‌باشند:
چون فشار خون در این وریدچه‌ها پایینتر از مویرگها می‌باشد، این امر به
برگشت مایعات خارج شده از مویرگها به سیستم گردش خون کمک می‌کند.
افزایش نفوذپذیری این وریدچه‌ها در پاسخ به هیستامین و سایر مواد سبب
می‌شود که در واکنشهای التهابی نیز دخیل باشند. وریدچه‌های پشت مویرگی در
اعضای لنفاوی ساختمان ویژه‌ای دارند که خروج لنفوسیتها را از آنها
امکان‌پذیر می‌سازد. شریانهای الاستیک این شریانها شامل آئورت و شاخه‌های
اصلی آن در مجاورت قلب و اغلب سرخرگهای ریوی می‌باشد. طبقه داخلی در این
شریانها از سلولهای آندوتلیال و لایه زیرآندوتلیال حاوی تعدادی فیبروبلاست
تشکیل شده است. طبقه میانی ضخیم‌ترین لایه بوده و از الیاف الاستیک و
عضلات صاف پراکنده و کلاژن ساخته شده ، طبقه خارجی از الیاف کلاژن ، الیاف
الاستیک پراکنده و فیبروبلاستها تشکیل شده است. سرخرگهای الاستیک با توجه
به خاصیت ارتجاعی دیواره خود که به سادگی اتساع می‌یابند، باعث می‌شوند که
خون پمپ شده بطور متناوب از قلب به جریان پیوسته تبدیل گردد. شریانهای
عضلانی این شریانها که از انشعابات شریانهای الاستیک و کوچکتر از آنها
هستند، به شریانهای متوسط یا توزیع کننده نیز موسومند. لایه داخلی در این
رگها مشابه سرخرگهای الاستیک است. لایه میانی عمدتا صاف حلقوی و مارپیچی
تشکیل شده است. بطور پراکنده در بین سلولهای عضلانی ، الیاف الاستیک هم
دیده می‌شود. لایه خارجی در این شریانها ، از الیاف کلاژنی که بطور طولی
قرار گرفته‌اند، تشکیل شده است. شریانهای عضلانی با انقباض یا انبساط
عضلات صاف لایه میانی خود ، می‌توانند مقدار خون اندامها را کنترل کنند.
شریانچه‌ها شریانچه‌ها یا آرتریولها ، کوچکترین انشعابات شریانها هستند که
قطر آنها بطور کلی از 0.5 میلیمتر کمتر است و نهایتا به مویرگها منتهی
می‌شوند. لایه داخلی متشکل از آندوتلیوم و لایه زیر‌آندوتلیالی ظریف است.
طبقه میانی از یک یا چند لایه عضلات صاف حلقوی و لایه خارجی از بافت
پیوندی شل تشکیل یافته اشت. انقباض عضلات دیواره شریانچه‌ها می‌تواند قطر
رگها را بطور خاصی تغییر دهد و از این نظر نقش مهمی در توزیع خون به
مویرگها دارند. آرتریولهای انتهایی به موئینه‌ها و یا مت آتریولها
(Metarteriole) ختم می‌شوند. موئینه‌ها از مویرگها بزرگتر هستند. مویرگهای
پیوسته (Continuous Copillaries) مویرگهای پیوسته یا سوماتیک بوسیله عدم
وجود منفذ در دیواره‌شان مشخص می‌شوند، بوسیله اتصال محکم به یکدیگر
چسبیده‌اند. این نوع مویرگها در انواع مختلف عضله ، بافت همبند ، غدد برون
ریز (اگزوکرین) و سیستم عصبی دیده می‌شود. در برخی مناطق به غیر از بافت
عصبی ، وزیکولهای پینوسیتوزی متعددی در هر دو سطح سلول آندوتلیال دیده
می‌شوند. این وزیکولها به صورت منفذ در سیتوپلاسم این سلولها دیده می‌شوند
و مسئول انتقال درشت مولکولها در هر دو جهت در سیتوپلاسم آندوتلیوم
می‌باشند. مویرگهای منفذدار (Fenestrated capillaries) به مویرگهایی اطلاق
می‌شود که سلولهای آندوتلیال پوشاننده آنها دارای منافذی به قطر 80 - 60
میکرومتر می‌باشد. بایستی توجه داشت که در مویرگهای منفذدار تیغه پایه
فاقد منفذ بوده و یکپارچه است. مویرگهای منفذدار در بافتهایی یافت می‌شوند
که تبادل مواد بین بافت و خون سریع است که بیشتر در پانکراس ، لوله گوارش
و غدد آندوکرین دیده می شوند. در این مویرگها منافذ سلولها توسط لایه
نازکی به نام دیافراگم پوشیده شده‌اند که نفوذ‌پذیری آنها نسبت به غشا و
سلول زیادتر است. سینوزوئیدها (Sinusoids) مویرگهایی بسیار وسیع (تا 40
میکرومتر) و دارای شکل نامنظم می‌باشند که سلولهای آندوتلیال پوشاننده
آنها دارای منافذ بدون دیافراگم و تیغه پایه آنها غیر ممتد است. علاوه بر
این ، وجود فضاهای بزرگ بین سلولهای آندوتلیال باعث می‌شود که نه تنها
پلاسما بلکه سلولهای خونی نیز از آن فضاها به بیرون راه یابند که این
فضاها گاها بوسیله ماکروفاژها اشغال می‌شوند، سینوزوئیدها در کبد ، مغز
استخوان و طحال دیده می‌شوند. این مویرگها دارای مسیر پرپیچ و خمی هستند و
گردش خون در آنها آهسته می‌باشد. اعمال مویرگها مویرگها رابط بین
شریانچه‌ها و وریدچه‌ها بوده و به علت وسعت زیاد خود ، داشتن دیواره نازک
و کاهش سرعت جریان خون در آنها مناسبترین محل برای مبادله مواد غذایی ،
اکسیژن و دی‌اکسید کربن بین خون و مایعات بافتی می‌باشند. مبادله مواد از
طریق انتشار ، عبور از منافذ دیواره مویرگها ، عبور از اتصالات بین سلولی
و توسط وزیکولهای پینوسیتوزی انجام می‌گیرد. عبور مواد و کلوسیتهای خون از
اتصالات بین سولهای آندوتلیال تحت تاثیر موادی نظیر هیت‌مین و برادی‌کینین
که در شرایط التهابی بطور موضعی ترشح می‌گردند، افزایش می‌یابد.
سلولهای آندوتلیال پوشاننده مویرگها اعمال دیگری نیز انجام می‌دهند که
مهمترین آنها عبارتند از: تبدیل آنژیوتانسین I غیر فعال به آنژیوتانسین II
فعال می‌باشد که موجب بالا رفتن فشار خون می‌گردد ، غیر فعال کردن موادی
نظیر برادی کینین ، پروستاگلاندین‌ها ، نوراپی نفرین ، سروتونین و ترومبین
، لیپولیز و جلوگیری از تشکیل ترومبوز (لخته در داخل رگهای خونی) و تبدیل
آنها به مواد بی‌اثر. قلب قلب عضوی است که با انقباضات منظم خود خون را به
داخل دستگاه گردش خون پمپ میکند. جدار قلب مانند رگهای خونی از سه لایه
تشکیل شده است. لایه داخلی یا اندوکاردیوم ، لایه میانی یا میوکاردیوم و
لایه خارجی یا اپی کاردیوم. لایه خارجی خود دو لایه است که پریکارد نام
دارد. یک لایه این پرده دو لایه به دیواره حفره دور قلبی چسبیده و لایه
جداری نام دارد. لایه دیگر آن به سطح قلب چسبیده و لایه احشایی یا اپی
کاردیوم نامیده میشود. رگهای لنفی به استثنای ارگانهای معینی نظیر سیستم
عصبی مرکزی ، استخوان و غضروف در بیشتر ارگانها بافتهای همراه و به موازات
رگهای خونی ، رگهای دیگری به نام رگهای لنفی وجود دارند. این رگها که به
صورت بن بست از بافتها سرچشمه میگیرند مایعات میان بافتی موسوم به لنف را
از بافتها جمع آوری و به سیستم گردش خون باز میگردانند. جریان لنف یک طرفه
بوده و از بافتها به سوی قلب میباشد.

قلب یک تلمبه عضلانی است که در سینه قرار دارد و بطور مداوم در
حال کار کردن و تلمبه زدن است. قلب بطور شبانه روزی خون را به سرتاسر بدن
تلمبه می‌کند. در حدود 100000 بار در روز قلب ضربان می‌زند. برای اینکه
قلب بتواند این کار سنگین را انجام دهد نیاز دارد که توسط شریانهای کرونری
، به عضله خودش هم خونرسانی مناسبی صورت پذیرد. آناتومی قلب این عضو
مخروطی شکل بصورت کیسه‌ای عضلانی تقریبا در وسط فضای قفسه سینه (کمی
متمایل به جلو و طرف چپ) ابتدا در دل اسفنج متراکم و وسیعی مملو از هوا
یعنی ریه‌ها پنهان شده و سپس توسط یک قفس استخوانی بسیار سخت اما قابل
انعطاف مورد محافظت قرار گرفته است. ابعاد قلب در یک فرد بزرگسال حدود
6x9x12 سانتیمتر و وزن آن در آقایان حدود 300 و در خانمها حدود 250 گرم
(یعنی حدود 0.4 درصد وزن کل بدن) می‌باشد. قلب توسط یک دیواره عضلانی
عمودی به دو نیمه راست و چپ تقسیم می‌شود. نیمه راست مربوط به خون سیاهرگی
و نیمه چپ مربوط به خون سرخرگی است. هر یک از دو نیمه راست و چپ نیز مجددا
بوسیله یک تیغه عضلانی افقی نازکتر به دو حفره فرعی تقسیم می‌شوند. حفره
های بالایی که کوچکتر و نازکتر هستند بنام دهلیز موسوم بوده و دریافت
کننده خون می‌باشند. حفره‌های پایینی که بزرگتر و ضخیم‌ترند بطن های قلبی
هستند و خون دریافتی را به سایر اعضاء بدن پمپ می‌کنند. پس قلب متشکل از
چهار حفره است: دو حفره کوچک در بالا (دهلیزهای راست و چپ ) و دو حفره
بزرگ در پایین (بطنهای راست و چپ). شریانهای کرونری شریانهای کرونری از
آئورت بیرون می‌آیند. آئورت ، شریان یا سرخرگ اصلی بدن می‌باشد که از بطن
چپ ، خون را خارج می‌سازند. شریانهای کرونری از ابتدای آئورت منشا گرفته و
بنابراین اولین شریانهایی هستند که خون حاوی اکسیژن زیاد را دریافت
می‌دارند. دو شریان کرونری (چپ وراست ) نسبتا کوچک بوده و هر کدام فقط 3
یا 4 میلیمتر قطر دارند. این شریانهای کرونری از روی سطح قلب عبور کرده و
در پشت قلب به یکدیگر متصل می‌شوند و تقریبا یک مسیر دایره‌ای را ایجاد
می‌کنند. وقتی چنین الگویی از رگهای خونی قلب توسط پزشکان قدیم دیده شد،
آنها فکر کردند که این شبیه تاج می‌باشد به همین دلیل کلمه لاتین شریانهای
کرونری (Coronary یعنی تاج) را به آنها دادند که امروزه نیز از این کلمه
استفاده می‌شود. از آنجایی که شریانهای کرونری قلب از اهمیت زیادی
برخوردار هستند، پزشکان تمام شاخه‌ها و تغییراتی که می‌تواند در افراد
مختلف داشته باشد را شناسایی کرده‌اند. شریانهای کرونری چپ دارای دو شاخه
اصلی می‌باشد که به آنها اصطلاحا نزولی قدامی و شریان سیرکومفلکس یا چرخشی
می‌گویند و این شریانها نیز به نوبه خود به شاخه‌های دیگری تقسیم می‌شوند.
این شریانها ، باعث خونرسانی به قسمت بیشتر عضله بطن چپ می‌شوند. بطن چپ
دارای عضلات بیشتری نسبت به بطن راست می‌باشد زیرا وظیفه آن ، تلمبه کردن
خون به تمام قسمتهای بدن است. شریانهای کرونری راست ، معمولا کوچکتر بوده
و قسمت زیرین قلب و بطن راست را خونرسانی می‌کند . وظیفه بطن راست تلمبه
کردن خون به ریه‌ها می‌باشد. شریانهای کرونری دارای ساختمانی مشابه تمام
شریانهای بدن هستند اما فقط در یک چیز با آنها تفاوت دارند که فقط در زمان
بین ضربانهای قلب که قلب در حالت ریلکس و استراحت قرار دارد، خون دراین
شریانها جریان می‌یابد. وقتی عضله قلب منقبض می‌شود، فشار آن به قدری زیاد
می‌شود که اجازه عبور خون به عضله قلب را نمی‌دهد، به همین دلیل قلب دارای
شبکه موثری از رگهای باریک خونی است که تمام نیازهای غذایی و اکسیژن رسانی
آن را به خوبی برآورده می‌کند. در بیماران کرونری قلب ، شریانهای کرونری
تنگ و باریک می‌شوند و عضلات قلب از رسیدن خون و اکسیژن به اندازه کافی
محروم می‌گردند. (مانند هنگامی که که یک لوله آب به دلایل مختلفی تنگ شود
و نتواند به خوبی آبرسانی کند). در این صورت ، در حالت استراحت ممکن است
اشکالی برای فرد ایجاد نشود ،, اما وقتی که قلب مجبور باشد کار بیشتری
انجام دهد و مثلا شخص بخواهد چند پله را بالا برود، شریانهای کرونری
نمی‌توانند بر اساس نیاز اکسیژن این عضلات ، به آنها خون و اکسیژن برسانند
و در نتیجه شخص در هنگام بالا رفتن از پله‌ها دچار درد سینه و آنژین قلبی
می‌گردد. در چنین مواقعی اگر فرد کمی استراحت کند، درد معمولا از بین
خواهد رفت. اگر یک شریان کرونری به علت مسدود شدن آن توسط یک لخته خون ،
به طور کامل جلوی خونرسانی‌اش گرفته شود، قسمتی از عضله قلب که دیگر خون
به آن نمی‌رسد، خواهد مرد و این یعنی سکته قلبی.


نوشته شده توسط khalil در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 | موضوع:
 
                            طب اکسیژن چیست؟
اکسیژن در نیمه دوم قرن هفده به دنبال تحقیقات علمی‌ دانشمندانی به نام لاوازیه و شیل و پریستلی کشف شد.
به فاصله اندکی پس از این کشف فکر تغییر در مقدار و فشار این ماده عجیب در مخیله دانشمندان نقش بست.
پس از قرن‌ها سکون در نیمه دوم قرن بیستم عملا اکسیژن در سه شکل وارد علم طب شد.
1- طب هیپوکسی intermittent hypoxic therapy که در آن با کم کردن میزان اکسیژن هوای تنفسی بدن را تحریک کرده و بدن در طی زمان خود را با کمبود اکسیژن مانند آنچه در ارتفاعات است تطبیق داده و صاحب ویژگی‌های خاص می‌شود و نسبت به سایر عوامل بیماریزا ازجمله اشعه یونیزان مقاومت خاص پیدا می‌کند. .
2- طب اکسیژن پر فشار hyperbaric oxygen therapy: در این روش با قرارگرفتن انسان در اطاقکی میزان اکسیژن 5 برابر حالت طبیعی و فشار موجود در محفظه به 3 برابر افزایش یافته و اکسیژن پس از اشباع گلبول قرمز در پلاسما وارد شده و آن را پر می‌کند و اثرات درمانی ویژه از جمله ترمیم و اثرات ضد التهاب و اکسیژن‌رسانی حتی در مواقع عدم خون رسانی کافی حادث می‌شود و از فیبروز و چسبندگی پس از التهاب می‌کاهد. .
3- اوزون تراپیozone therapy: اوزون توسط دستگاه مولد اوزون تولید و در موارد عفونت و التهابات غیر قابل کنتر ل از طریق تزریق در خون یا تماس مستقیم با نسج به کمک بیمار می‌شتابد. .
در نیمه دوم قرن بیستم سیستم اکسیژن پر فشار HBO جایگاه درمانی خود را در درمان بیماری‌های انسانی به شرح زیر پیدا کرد:
- درمان مسمومیت با مونوکسید کربن .
- بیماری دکمپرسیون (در غواصی عمیق مانند نصب و تعمیر دکل نفتی در اعماق دریا).
- امبولی گازی (در غواصی و شکستگی سر ران و اعمال جراحی قلب).
- گانگرن گازی (به‌دنبال تصادفات و تروماهای اندام – رشته ارتوپدی).
- ضایعات تروماتیک حاد با ایسکمی‌ شدید محیطی (رشته جراحی عروق).
- له شدن انساج به‌دنبال ضربه(مراکز تروما) .
- عفونت نکروزانت .
- نارسایی عروق محیطی (رشته قلب و عروق و جراحان عروق).
- آماده‌سازی برای پیوند پوست (رشته درماتولوژی و جراحی پلاستیک).
- عفونت مزمن استخوان مقاوم به درمان طبی (مشکل متخصصان ارتوپدی).
- نکروز استخوان به‌دنبال رادیوتراپی .
- نکروز بافت نرم به‌دنبال رادیوتراپی .
- درمان اکتینو ما یکوزیس و قارچ‌های عمقی .
- درمان ابسه مغز .
- درمان زخم‌های مقاوم به درمان و زخم بستر .
- سوختگی ناشی از حرارت (بیمارستان‌های سوانح و سوختگی) .
- ورم مغز .
- زخم ناشی از استاز خون .
- ایلئوس روده‌ها .
- زخم پای دیابتیک (مشکل درمانی در طب غدد ) .
- ترمیم و درمان صدمات ورزشی (تیم‌های ورزشی و باشگاه‌های تربیت بدنی ) .
- بیماری ام. اس .
- سکته مغزی و ضایعات تروماتیک مغز .
- بازتوانی خارق‌العاده کودکان مبتلا به فلج مغزی .
- بازتوانی نخاع مصدومان نخاعی .
- رتینوپاتی بیماران دیابتیک و جلوگیری از کوری در مرض قند .
- جلوگیری از بسته شدن مجدد عروق قلب بعد از بالون آنزیوپلاستی.
HBO در بیمارستان‌ها، مراکز سوانح و سوختگی، استادیوم‌ها و باشگاه‌های ورزشی، کلینیک‌های باز توانی Rehab centers ، بخش رادیوتراپی، مراکز تحقیقاتی و کلینیک‌های تخصصی جزو لاینفک طب امروزی شده است.
موارد عدم استفاده از این روش اندک و محدود به موارد زیر است:
- آسم شدید .
- رینیت آلرژیک شدید درمان نشده .
- عمل جراحی گوش اخیر .
- پنوموتوراکس .
- بارو ترومای ریه .
- آمفیزم ریوی .
-عدم امکان بلع یا مانور والسالواو تغییر فشار گوش میانی .
- تشنج کنترل نشده .
- حاملگی .
- بقایای بیماری دکمپرسیون .
- بیماری قلبی شدید .
- پرخونی شدید و بیماری‌های خونی شدید .
- بیماری‌های روانی .
- ترس از محیط بسته Severe claustrophobia .
- دیابت کنترل نشده uncontrolled Diabetes .
طب هیپوکسی یا I.H.T اثرات متعددی بر بدن داشته و موارد به کارگیری بی‌شماری نیز دارد: .
- خون سازی موثر در آماده‌سازی بدنی و کم خونی‌ها .
- رگ سازی در مغز قلب و عضلات موثر در آماده‌سازی بدن و بیماری‌های عروقی و سکته‌ها .
- تقویت و افزایش حجم عضلات محیطی و قلب موثر در آماده‌سازی بدن و بیماری‌های عصبی و عضلانی .
- تقویت سیستم تنفسی و اکسیژن‌گیری بهتر در ورزشکاران و بیماری‌های تنفسی .
- تقویت سیستم دفاعی .
- تسریع ترمیم بافتی.
- کاهش التهاب و ورم از طریق کاهش نسخه‌برداری پروتئین‌های التهابی در ژنوم ا نسان .
- تثبیت غشاء سلول + تنظیم کلسیم داخل سلولی+ تقویت تنفس سلولی با وجود کمبود اکسیژن .
- جلوگیری از مرگ سلول و پیری انسان .
- جلوگیری از شکل‌گیری و پیشرفت سرطان .
- جلوگیری و درمان فشار خون حاملگی و خطرات حین حاملگی و زایمان و درمان نازائی .
- تصحیح ترشح نوروپپتید‌های مغز و درمان افسردگی و اختلالات خلق .
- تعدیل فشار خون + کاهش بارز چربی خون + جلوگیری از سکته قلبی مغزی - جلوگیری از مرگ ناگهانی .
- جلوگیری از خستگی مزمن و حاد .
- ایجاد تحمل استرس‌های بد نی و روانی .
- سینکرونیزه شدن وقایع زیستی در بدن که یکی از مهمترین علت‌های ادامه بیماری‌های متابولیک از جمله دیابت است. .
- جلوگیری از اکسیده شدن یا زنگ زدن بدن با اکسیژن که مهمترین عامل پیری و بیماری انسان است. .
- کنترل ایده‌ال قند خون گاها بدون دارو، جلوگیری از عوارض عروقی و عصبی دیابت .
- جلوگیری از پیری و دیستروفی شبکیه چشم و آب مروارید .
- جلوگیری از یائسگی – و پوکی وشکستگی استخوان .
- جلوگیری از پیدایش و پیشرفت بیماری پارکینسون و سایر بیماری‌های انحطا طی مغز و نخاع از جمله آلزایمر و ای ال اس .
- بازگشت نیروی جوانی و کاهش وزن و جلوگیری از روند پیری .
- آماده‌سازی ورزشکاران در حد حرفه ای و قهرمانی و افزایش 3-7 %توان هوازی وکاهش سطح اسید لاکتیک در شرایط فعالیت بی هوازی و افزایش حجم عضلانی .
- محافظت انسان از آلودگی هوا و استرسورهای محیطی و سموم .
- بازتوانی مجروحان شیمیایی و جانباز .
- آماده‌سازی بیماران برای جراحی و جلوگیری از مرگ و میر حین و بعد از عمل جراحی و اریتمی‌های کشنده قلبی .
- کاهش یا حذف حملات صرعی مقاوم به درمان .
- درمان آسم و بیماری‌های اتوایمون و آلرژیک .
- ایجاد و ارتقاء حفظ سلامت در اقشار جامعه .
- آ-اچ- تی تکنولوژی موثر در کلینیک‌های توانبخشی .
- برقراری سلامت پرواز و حفظ جان مسافران و خلبانان و خدمه پرواز و جلوگیری از حوادث غیر قابل اجتناب پرواز .
- IHT با کاهش مرگ ومیر، افزایش طول عمر انسان و جلوگیری از یائسگی و کاهش مصرف دارو و پیشگیری از حدوث بیماری در سطح کلان به شرکت‌های بیمه کمک شایان توجه خواهد کرد. .
- افزایش توان بدن در مقابل اشعه یونیزان .
- مراکز تحقیقاتی با به کارگیری این تکنولوژی به راه کارهای تازه در پیشگیری و درمان دست خواهند یافت.
                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                          

نوشته شده توسط khalil در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 | موضوع:
 

معرفی انواع نشانگرها : DNA يتاریخچه، متدولوژی، کاربردها

 

تاريخچه RFLP
RFLP‌‌‌‌
اولين‌ بار در سال‌ 1974 به‌ عنوان‌ يك‌ ماركر ژنتيكي‌ توسطGrodzicker ‌ و همكاران براي‌ تعيين‌ جهش‌ در ويروس‌ به‌ كار گرفته‌ شد. استفاده‌ ازRFLPبه‌ عنوان‌ ماركر بيماري‌ ژنتيكي‌اولين‌ بار توسطKon ‌و Dozy (1974) براي‌ آناليز بيماري‌ كم‌ خوني‌ داسي‌ شكل‌ به‌ كار گرفته‌ شد.Botstein و همكاران‌ 1980تئوري‌ پايه‌ اين‌ روش‌ را براي‌ نقشه‌يابي‌ ژنهاي‌ مرتبط‌ با بيماري‌ درانسان‌ مطرح‌ كردند. Southern روش‌ انتقال‌ الگويDNA ‌ و پروب‌ (كاوشگر) از ژل‌ به‌غشاء نيتروسلولزي‌ درRFLPرا ابداع‌ كرد.
Backman‌‌‌‌ (1986)
براي‌ اولين‌ بار استفاده‌ از اين‌ نشانگر را مطرح‌ نمود. كاربردهاي‌ مهم همچون‌ نقشه‌يابي‌ و دستكاري‌ مكانهاي‌ ژنهاي‌ كنترل‌ كننده‌ صفات‌ كمي‌ با استفاده‌ ازRFLPدر سال‌1983 توسطBackman‌ وSoller بيان‌ گرديد. با گسترش‌ كاربرد اين‌ نشانگر قدرتمند چند ژن‌ يا ژنوم‌آناليز شدند تعدادي‌ از گونه‌هاي‌ دام‌ چون‌ گاو، گوسفند، بز، اسب، خوك‌ و جوجه‌ نيز با استفاده‌ از اين‌نشانگر آناليز شدند


كليات‌ تكنيك‌
‌‌‌‌مشخص‌ شده‌ است‌ كه‌ ژنوم‌ موجودات‌ به‌ طور طبيعي‌ داراي‌ تفاوتهائي‌ در رديف‌ بازهاي‌ خطي مي‌باشند اين‌ تغييرات‌ طبيعي‌ كه‌ سبب‌ گوناگوني‌ در افراد يك‌ جمعيت‌ مي‌شود چند شكلي‌ ژنتيكي‌نام‌ دارد. اگر اين‌ چند شكلي‌ در رديف‌ بازهايDNA ‌ در جايگاه‌ شناسائي‌ آنزيم‌ محدودكننده‌ ايجادشده‌ باشند به‌ راحتي‌ قابل‌ رديابي‌ استRFLP . وجود الگوهاي‌ غيريكسان‌ است‌ كه‌ بر اثر هضم‌آنزيمي‌ يك‌ ناحيهِ خاص‌ ازDNA بوسيلهِ آنزيمهاي‌ محدود كننده‌ مشخص‌ مي‌شود. اين‌ الگوهاي‌غيريكسان‌ به‌ علت‌ تفاوتDNA ‌ بسته‌ به‌ حضور يا عدم‌ حضور جايگاه‌ آنزيمهاي‌ محدود كننده‌بوجود مي‌آيد اين‌ الگوها را به‌ دو شكل‌ مي‌توان‌ مشخص‌ كرد .
-
هضم‌ آنزيمي‌ و سپس‌ الكتروفوز و استفاده‌ از لكه‌گذاري‌ ساترن
PCR
فطعه‌ مورد نظر و هضم‌ آنزيميRFLP‌‌‌‌ مستقيما روي‌ تظاهر ژن‌ از طريق‌ تغيير در شكل‌گيريmRNA ‌و ميزان‌ و تعداد نسخه‌برداري‌ تاثير مي‌گذارد.


آنزيمهاي‌ محدودگر
‌‌‌‌آنزيمهاي‌ برشي‌ دسته‌اي‌ از آنزيمهاي‌ آندو نوكلئاز به‌ شمار مي‌روند كه‌ يك‌ رديف‌ اختصاصي از بازها را در درون‌ مولكولDNA ‌ دو رشته‌اي‌ شناسائي‌ مي‌كنند .
‌‌‌‌در سال‌ 1970 سويه‌هاي‌ معيني‌ از باكتري‌ كه‌ قادرندDNA خارجي‌ را كه‌ وارد سلول‌ آن شده‌ تجزيه‌ كنند، كشف‌ گرديد. چون‌ با اين‌ آنزيمها، سويه‌هاي‌ ويژه‌اي‌ از باكتري‌ قادر بودند كه‌ آلوده‌كنندگي‌ فاژ يا ويروس‌ را كاهش‌ دهند و در واقع‌ زمان‌ ميزباني‌ باكتري‌ را محدود كنند به‌ اسم‌ آنزيم‌محدودگر ناميده‌ مي‌شذتد. به‌ دليل‌ اهميت‌ اين‌ پديده‌ و نقش‌ كليدي‌ آن‌ در پيشرفت‌ ملكولي‌ كاشفين‌اين‌ آنزيمهاي‌ محدودگر سه‌ نفر به‌ اسم‌ آلبر(Albet) )، اسميتSmith)) ‌)، ناتنز (Nathan)بودند كه‌ موفق‌ به‌ دريافت‌ جايزهِ نوبل‌ شدند ‌‌‌‌در بيشتر مواقع‌ توالي‌ شناخته‌ شده‌ اين‌ آنزيمها يك‌ پاليندروم‌ است‌ كه‌ معمولاإ شامل‌ چهار شش‌ جفت‌ باز داراي‌ تقارن‌ دو طرفي‌ است، يعني‌ از چپ‌ و راست‌ به‌ يك‌ صورت‌ خوانده‌ مي‌شود.
‌‌‌‌زماني‌ كه‌ يك‌ آنزيم‌ برشي‌ بهDNA ‌ اضافه‌ مي‌شودDNA از بسياري‌ از مكانها كه‌ از آنها قبلاعنوان‌ سايت‌ برشي‌ ياد شد، شكاف‌ برمي‌دارد و در اصط‌لاح‌ هضم‌ مي‌شود. حاصل‌ فرآيند هضم،تعدادي‌ قطعه‌ است، در ذيل‌ چند مثال‌ از آنزيمهاي‌ برشي‌ آورده‌ شده‌ است:
‌‌‌‌در روشRFLP ‌ ابتدا نمونه‌اي‌ ازDNAرا با يكنوع‌ آنزيم‌ برشي، هضم‌ مي‌كنند كه‌ در نتيجه تعداد زيادي‌ قطعه‌ با طول‌ متفاوت‌ بدست‌ مي‌آيد، سپس‌ اين‌ قطعات‌ با استفاده‌ از ژل‌ آگارز ازهمديگر جدا مي‌شوند شناسائي‌ وتشخيص‌ يك‌ قطعه‌خاص‌ با استفاده‌ از كاوشگرها امكانپذير است‌كه‌ اين‌ عمل‌ با استفاده‌ از تكنيك‌ ديگري‌ تحت‌ عنوان‌ لكه‌گذاري‌ ساترن صورت‌ مي‌گيرد.


پروب‌ يا كاوشگر
‌‌‌‌قطعهِ خاصي‌ ازDNAرا كه‌ متعلق‌ به‌ توالي‌ از يك‌ ژن‌ خاص‌ ياcDNA مي‌باشد، بوسيله آنزيمهاي‌ برشي‌ خاص‌ هضم‌ و قطعات‌ حاصل‌ در حاملهايي‌ پلاسميد كه‌ توسط‌ همان‌ آنزيم‌محدودگر برش‌ داده‌ شده‌اند جاگذاري‌ مي‌شود. اين‌ پلاسميدها جهت‌ تكثير و نگهداري‌ به‌ باكتريهاي‌آزمايشگاهي‌ كه‌ اغلب‌ اشريشا كلي‌ هستند منتقل‌ مي‌شوند. كلونهاي‌ ياد شده‌ توسط‌ راديو ايزوتوپها يامواد شيميايي‌ چون‌ بيوتين‌ نشاندار مي‌شود. در صورت‌ وجود همگني‌ رديف‌ بازي‌ مشابه‌ بين‌ پروب‌وDNA هضم‌ شده‌ اتصال‌ بين‌ اين‌ دو برقرار خواهد گرديد.


لكه‌گذاريSouthern‌‌ ‌
‌‌‌‌براي‌ انجام‌ عمل‌ هيبرايداسيون‌ لازم‌ است‌ كه‌ علاوه‌ بر قطعه‌ كاوشگر، قطعاتDNA ‌هضم شده‌ نيز تك‌ رشته‌اي‌ شوند لذا ابتداDNA روي‌ ژل‌ آگارز كه‌ حاوي‌ قطعات‌ هضم‌ شده‌ است‌ درمحلولهاي‌ قليائي‌ مثل‌ اوره‌ يا فرمالدئيد يا هيدروكسيدسديم‌ تك‌رشته‌ مي‌نمايند. سپس‌ صفحه‌اي‌ ازغشاء نيترو سلولزي‌ را روي‌ قسمت‌ فوقاني‌ ژل‌ قرار داده‌ و روي‌ آن‌ غشاء مقداري‌ كاغذ جاذبه‌ الرطوبه‌مي‌گذارند محلول‌ بافر تانك‌ الكتروفوزر بوسيله‌ فشار اسمزي‌ كاغذ فوقاني‌ بالا كشيده‌ مي‌شود و حين‌عبور از ژل‌ به‌ غشاء نيترو سلولزي‌ كه‌ داراي‌ بار مثبت‌ است‌ منتقل‌ مي‌گردد. با تسهيل‌ عمل‌هيبريداسيون‌ بين‌ كاوشكر و قطعاتDNA ‌ هضم‌ شده‌ در معرض‌ پروب‌ نشاندار راديواكتيو در نقاطي‌كه‌ همولوژي‌ وجود دارد هيبريد مي‌گردد. قطعاتي‌ كه‌ هيبريداسيون‌ در آنها صورت‌ نگرفته‌ است‌ ازمحيط‌ شسته‌ مي‌شوند و سپس‌ از غشاي‌ نيترو سلولزي‌ در مجاورت‌ فيلم‌ عكاسي‌ اتوراديوگرافي‌بعمل‌ مي‌آيد پس‌ از ظهور و ثبوت‌ فيلم‌ قطعات‌ ويژه‌اي‌ ازDNA كه‌ با پروب‌ هيبريد هستند به‌صورت‌ يك‌ باند مرئي‌ ديده‌ مي‌شود شكل‌ زير مراحل‌ انجام‌ لكه‌گذاريSouthern ‌ را نشان‌ مي‌دهد.مزايايRFLP ‌ عبارت‌ است‌ از موارد زير مي‌باشد:
-
تحت‌ تاءثير محيط‌ نيست‌ و صددرصد ژنتيكي‌ است‌
-
همبارز است‌
-
تكرار پذيري‌ آن‌ بالاست‌


PCR-RFLP) PBR)
‌‌‌‌در روش‌ دومRFLP ‌، ابتدا قطعه‌ حاوي‌ جايگاه‌ چند شكلي‌ را با واكنش‌ زنجيرهِ پلي‌مراز واستفاده‌ از دو پرايمر مخصوص‌ كه‌ به‌ همين‌ منظور طراحي‌ شده‌ تكثير مي‌نمايند و پس‌ از هضم‌آنزيمي، الكتروفوز مي‌كنند. درPBR جهشهائي‌ از نوع‌ نقطه‌اي‌ و حذف‌ و اضافه‌ كه‌ باعث‌ تغيير درسطح‌ قطعه‌ آنزيمي‌ مي‌گردند قابل‌ تشخيص‌ است


‌‌
فرق‌ لكه‌گذاري‌ ساترن وPBR
‌‌‌‌در RFLPساترن تنوعDNA‌در داخل‌ يك‌ منطقهKb ‌30 محصور توسط‌ پروب‌ تعيين مي‌گردد در حاليكه‌ درPBR تنوع‌ در داخل‌ منطقه‌اي‌ كه‌ از دو طرف‌ به‌ پرايمر ختم‌ شده‌ تعيين‌مي‌شود اين‌ ناحيه‌ معمولاKb2-0.5است. علاوه‌ بر اين‌ درPBRمزايائي‌ چون‌ سادگي، سرعت‌زياد، عدم‌ نياز به‌ مواد راديواكتيو و تكرارپذيري‌ بالا مطرح‌ مي‌باشد
‌‌‌‌ميزان‌ پلي‌مورفيسم‌ و تعداد آللها درPBR كمترازRFLPساترن مي‌باشد عباسي‌ (1376)نشانگرPBRبراي‌ تشخيص‌ پلي‌مورفيسم‌ در ژن‌ هورمون‌ رشد گاوهاي‌ هلشتاين‌ استفاده‌كرد Aggrey‌‌‌‌و همكاران‌  1999 از ماركرPBR براي‌ تشخيص‌ پلي‌ مورفيسم‌ در ناحيهِ مجاور ژن‌ گيرنده‌ هورمون‌ رشد در گاوهاي‌ هلشتاين‌ كانادا استفاده‌ نمودند و الگوهاي‌ باندي‌ مختلفي‌ را درروي‌ ژل‌ مشخص‌ نمودند


PCR-SSCP
‌‌‌‌اين‌ روش‌ در سال‌ 9891 ابداع‌ شد. زماني‌ كهDNA‌دو رشته‌اي‌ در روي‌ ژل‌ الكتروفوز حركت داده‌ مي‌شود. حركتDNA ‌ به‌ اندازه‌ قطعه‌ بستگي‌ دارد بطوريكه‌ مولكولهاي‌ كوچك‌ از منافذ ژل‌ به‌آساني‌ عبور مي‌كنند. در الكتروفوزSSCPابتدا از يك‌ مادهِ دناتوره‌ كننده‌ (واسرشت‌ كننده) مانند اوره‌براي‌ تبديلDNA ‌ دو رشته‌اي‌ به‌ تك‌ رشته‌اي‌ استفاده‌ مي‌شود.
‌‌‌‌در هنگام‌ راندنDNA ‌ تك‌ رشته‌ در ژل، اثر متقابل‌ داخل‌ مولكولي‌ روي‌ مي‌دهد. به‌ عبارت ديگرDNA رشته‌ قادر است‌ در بخشهائي‌ با خود باند تشكيل‌ دهد بنابراين‌ حركت‌ مولكولها دراين‌ حالت‌ بيشتر به‌ ساختار مولكوليDNA‌ تك‌ رشته‌ نيز وابسته‌ است‌ (ساختمان‌ سوم)
‌‌‌‌ساختمان‌ سوم‌ در قطعه‌ تك‌ رشته‌ وابسته‌ به‌ توالي‌ كل‌ قطعه‌ است‌ اگر جهش‌ در تواليA ‌ رخ‌ دهد ساختار قطعه‌ تغيير مي‌يابد. اگر پلي‌ مورفيسم‌ در قسمت‌ آغازين‌ محصولPCR ‌ باشدشناسائي‌ آن‌ باSSCP بسيار راحت‌تر است.


PCR-DGGE
DGGE‌‌‌‌
يكي‌ از روشهاي‌ مناسب‌ براي‌ آشكار سازي‌ جهشها است. اين‌ روش‌ بررسي فرآورده‌هاي‌ زنجيره‌ پلي‌مراز صورت‌ مي‌گيرد. در صورتيكه‌ قطعات‌ رشتهDNA ‌در يك‌ نوكلئوتيد باهم‌ متفاوت‌ باشند، الگوي‌ واسرشت‌ شده‌ متفاوتي‌ را نشان‌ مي‌دهند. در اين‌ روش‌ دو نمونهDNA ‌ دردو ستون‌ جداگانه‌ از يك‌ ژل‌ پلي‌اكريلاميد كه‌ داراي‌ نسبتي‌ از غلظت‌ ماده‌ واسرشت‌ كننده‌ (معمولافرماميد) است، مورد الكتروفورز قرار مي‌گيرد. وقتي‌ مولكولها به‌ سطح‌ بحراني‌ دناتوره‌ مي‌رسند، دورشتهDNA ‌ شروع‌ به‌ جدا شدن‌ مي‌كنند در اين‌ حالت‌ كاهش‌ معني‌داري‌ در حركت‌ قطعات‌ ايجادمي‌شود. اين‌ نقطه‌ به‌ عنوان‌ نقطه‌ ذوب‌ عمل‌ مي‌كند و باعث‌ تاءخير در حركت‌ مولكولDNA ‌ جهش‌يافته‌ نسبت‌ به‌ فرم‌ وحشي‌ مي‌گردد
DGGE‌‌‌‌
به‌ مواد راديواكتيو و مواد شيميائي‌ سمي‌ احتياج‌ ندارد ولي‌ ابزار پيشرفته‌مي‌خواهد درصد تعيين‌ موتاسيون‌ در اين‌ روش‌ خيلي‌ نزديك‌ به‌ 100% است. نوع‌ مشابه‌اي‌ از اين‌روشTGGEمي‌باشد كه‌ در آن‌ از حرارت‌ بجاي‌ غلظت‌ مواد شيميائي‌ در ژل‌ استفاده‌ مي‌شود. شكلهاي‌ پيوست‌ چگونگي‌ انجام‌ تكنيكDGGE ‌ را نشان‌ مي‌دهد.‌‌‌‌بهترين‌ طول‌ قطعات‌ برايDGGE ‌بينbp ‌150-1500مي‌باشد. براي‌ واسرشت‌ شدن‌ كامل قطعات‌ حاصل‌ از زنجيرهِ پلي‌مراز از يك‌ ناحيه‌ حاوي‌ بالاترين‌ دماي‌ ذوب‌ مصنوعي‌ به‌ نام‌GC-clamp استفاده‌ مي‌شود نمونه‌اي‌ از استفاده‌ از ماركرDGGEراي‌ يافتن‌ پلي‌ مورفيسم‌ دراگزون‌ ده‌ گيرندهِ هورمون‌ رشد توسط‌ جيGe و
همكاران‌ (1999) انجام‌ شده‌ است


PCR-ARMS
‌‌‌‌روشARMS ‌ روش‌ سريعي‌ براي‌ تعيين‌ جهشهاي‌ نقطه‌اي‌ و حذف‌ و اضافه‌ها است. اين‌ روش‌ اولين‌ بار توسطNewton ‌ و)Groham 1994 (براي‌ آناليز بازهاي‌ متفاوت‌ دروالدين‌ حاوي‌ كمبود آنتي‌ترپيسين‌ و همچنين‌ براي‌ تشخيص‌ والدين‌ ناقل‌ بيماري‌ سيستيك‌فيبروزيس‌ و بتاتالاسمي‌ بكار گرفته‌ شد.
‌‌‌‌اين‌ تكنيك‌ براساس‌ طراحي‌ پرايمرهاي‌ اختصاصي‌ آللها درPCRمي‌باشد. براي‌ تشخيص يك‌ جهش‌ ويژه، دو پرايمر كنترل‌ در نزديكي‌ محل‌ موتاسيون‌ براي‌ اطمينان‌ از عمل‌ صحيحPCR ‌ طراحي‌ مي‌شود. براي‌ تكثير منطقهِ حاوي‌ جهش‌ نيز يك‌ پرايمر مشترك‌ براي‌ الل‌ موتانت‌ و وحشي‌طراحي‌مي‌گردد. دو پرايمر باقي‌ مانده‌ همان‌ پرايمرهايARMS‌ مي‌باشد كه‌ باز َ3 آنها به‌ترتيب‌ مكمل‌ توالي‌ الل‌ موتانت‌ و الل‌ وحشي‌ هستند. چنانچه‌ پرايمرARMSداراي‌ َ3 مكملDNA ‌الگو بود، همراه‌ با پرايمر مشترك‌ قطعه‌ ما بين‌ دو پرايمر تكثير مي‌گردد و ما در روي‌ ژل‌ دو باند رامشاهده‌ مي‌نمائيم.
‌‌‌‌اگر پرايمرARMSداراي‌ َ3 مكملDNA ‌ الگو نبود، فقط‌ يك‌ باند در روي‌ ژل‌ كه‌ حاصل‌ تكثيرمنطقه‌ بين‌ دو پرايمر كنترل‌ مي‌باشد، مشاهده‌ مي‌گردد. زيرا انتهاي‌ َ3 ناجور جفت‌ شدگي‌ دارد وباعث‌ جلوگيري‌ از عمل‌ پلي‌ مراز به‌ جهت‌ دور شدن‌ َ3 آغازگر ازDNA مي‌شود آقائي‌(1376) اولين‌ بار در ايران‌ از اين‌ نشانگر براي‌ شناسائي‌ جهشهاي‌ ژن‌ كاپاكازئين‌ در گاوهاي‌ بومي‌ايران‌ استفاده‌ نمودند


AFLP
Zabeau‌‌‌‌
و همكاران-‌ 1993روش‌ جديدي‌ را تحت‌ عنوان‌ تكثير قطعات‌ برش‌ يافتهِ انتخاب ابداع‌ كردند كه‌ حاصل‌ آنAFLP ‌است. اين‌ روش‌ تركيبي‌ ازPCR وRFLPمي‌باشد. درسال‌1995،Vosو همكاران‌ از اين‌ روش‌ براي‌ انگشت‌ نگاري‌ ژنومهائي‌ كه‌ از لحاظ‌ چند شكلي‌ در طول‌قطعات‌ حاصل‌ از هضم، بسيار بهم‌ نزديك‌ بودند استفاده‌ نمودند

مزايايAFLP
نياز به‌ پروب‌ ندارد
دماي‌ اتصال‌ پرايمر به‌ الگو بسيار بالاست‌
معمولا غالب‌ است‌ و زماني‌ همبارز است‌ كه‌ سايت‌ برشي‌ پلي‌ مورفيك‌ كاملا داخل‌ قطعه‌باشد .

نوشته شده توسط khalil در سه شنبه ششم شهریور 1386 | موضوع:
 
   سلول هاى بنيادى سلول هاى اوليه سازنده بدن هستند كه داراى خصوصيت ويژه تجديد كردن خود و همچنين قابل تبديل به انواع سلول هاى تخصصى بافت ها منجمله سلول هاى عضله قلب، كليه، كبد، سلول هاى عصبى و سيستم ايمنى، گلبول هاى خون، پوست و غيره هستند.                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                     
نوشته شده توسط khalil در سه شنبه ششم شهریور 1386 | موضوع:
 
دبير انجمن آترواسكلروز ايران يادآور ‌شد: بيماران ديابتي مي‌توانند بدون هيچ علامتي، دچار گرفتاري قلب و عروق شوند و يا اينكه فرد در حين فعاليت و يا حتي استراحت، دچار درد قفسه‌سينه و يا معادل آن نظير تنگي‌نفس، خستگي،‌ ضعف، سرگيجه و تپش غير عادي قلب شود كه از علايم بيماريهاي عروق‌كرونر قلب شامل فشارخون بالاست كه از هر 5 نفر يك نفر به آن مبتلاست كه از آن به عنوان «كشنده بي‌صدا» ياد مي‌شود. به گفته دكتر محمد حسني، اين كشنده بي‌صدا عوارض و عواقب وخيمي داشته و مي‌تواند منجر به سكته قلبي، درگيري كليه و عروق شبكيه چشم شود. به گزارش ايسنا، دكتر سماوات رييس اداره قلب وزارت بهداشت، در ادامه اين ميزگرد كه در ايسنا برگزار شده بود، درباره برنامه‌هاي اين اداره در وزارت بهداشت تصريح كرد: غربالگري، پيشگيري و كنترل ديابت و فشارخون از برنامه‌هاي اداره قلب ـ عروق است كه در سيستم « PHC» ادغام شده است؛ به موجب اين برنامه، هر 3 سال يكبار غربالگري افراد بالاي 30 سال و در معرض خطر همانند بيماران ديابتي، افراد چاق و يا با سابقه فاميلي مثبت انجام مي‌شود. وي ادامه داد: در اولين بررسي 34 درصد افراد، در بررسي دوم 50 درصد افراد مبتلا بودند كه اين حاكي از رشد رو به گسترش عوامل خطري همچون چاقي، اختلالات چربي و فشار خون در ايرانيان است.

نوشته شده توسط khalil در سه شنبه ششم شهریور 1386 | موضوع:
 
فيلم های کمدی 'برای قلب خوبند'


به نظر می آيد عمل خنده در عريض شدن شريان ها تاثير دارد
بر اساس نتايج يک تحقيق، تماشای فيلم های کمدی بدليل کمک به روان شدن جريان خون، برای قلب خوب است.
يک گروه تحقيقاتی از دانشگاه مريلند در آمريکا از ۲۰ جوان سالم خواسته است ۱۵ تا ۳۰ دقيقه فيلم غم انگيز و خنده دار را بطور جداگانه تماشا کنند.

هنگام تماشای فيلمی نظير 'چيزهايی در مورد مری' جريان خون در همه شرکت کنندگان روان تر شده و تنها بر يکی از آنها بی تاثير بوده است.

محققان می گويند نتيجه بدست آمده، با يک دوره درمان از طريق مصرف داروهای قلبی برابر بوده است.

به گزارش نشريه تخصصی قلب Heart journal، تماشای فيلمی نظير 'نجات سرباز رايان' که مملو از صحنه های جنگی است، نتيجه معکوس داده است.

گروه پزشکی می گويد به نظر می آيد عمل خنده در عريض شدن شريان ها تاثير دارد و در مقابل پريشانی های روحی باعث تنگ شدن شريان ها می شوند.

دکتر مايکل ميلر، رئيس گروه تحقيقاتی می گويد اگر چه يافته های اين تحقيق بايد با تحقيقات بيشتر تکميل گردند اما نتايج فعلی می تواند برای سينما روها جالب باشد.

به گفته دکتر ميلر، تفاوت کلی شدت جريان خون ميان وضع پريشان احوالی و خنده بيش از ۵۰ درصد است.

شريان ها

برای اين تحقيق، شرکت کنندگان از يک شب قبل از انجام آزمايش از نوشيدن مشروبات الکلی، مصرف ويتامين يا سبزيجات و انجام ورزش های سنگين منع شده بودند. اين موارد می توانند بر شدت جريان خون تاثير بگذارند.

دکتر چارمين گريفيث از بنياد قلب بريتانيا می گويد: "تاثير تغيير حال و احساسات بر قلب و جريان خون بخوبی شناخته شده است".

آقای گريفيث می افزايد: "دانشمندان بيش از پيش به امکان تاثير مثبت خنده خوب بر سلامت قلب علاقمند می شوند".

او تاکيد می کند: "به نظر می آيد يک خنده خوب، چه از شنيدن يک جوک در کنار دوستان باشد يا حين تماشای فيلمی خنده دار، برای قلب خوب است".

دکتر گريفيث در عين حال متذکر می شود: "ما می خواهيم به مردم اطمينان دهيم که تماشای فيلم های غم انگير تاثير زيان آور دراز مدتی روی قلب و جريان خون نمی گذارند".

نوشته شده توسط khalil در سه شنبه ششم شهریور 1386 | موضوع:
 
بيماري هاي قلبي و عروقي شايع ترين علت مرگ ومير در كشورهاي پيشرفته و بسياري از ‏كشورهاي در حال توسعه است و حدود 40 تا45 درصد از علل مرگ رابه خود اختصاص ‏مي دهند. ‏
‏ شيوع بالاي بيماري هاي قلبي و عروقي موجب مي شود كه تمامي پزشكان بابيماران قلبي و ‏عروقي در ارتباط بوده و در اين ميان مواجهه بابرخي عوامل زيان آور در محيط كاري ‏مي تواند بر روي ايجاد ياتشديد بيماري هاي قلبي و عروقي تاثير داشته باشد.




‏ عوامل بروز بيماري هاي قلبي و عروقي ‏
‏ عواملي مختلفي در بروز بيماري هاي قلبي و عروقي مؤ ثر بوده و مهم ترين ريسك فاكتورهاي ‏بيماري هاي عروق كرونر شامل سن بالا، جنس مذكر، چاقي، فشار خون بالا، كلسترول خون بالا، ‏ديابت، استعمال دخانيات، عدم تحرك در زندگي روزمره و سابقه خانوادگي مثبت است. همچنين ‏تماس بامواد شيميايي معدودي نيز سبب بروز ياتشديد بيماري هاي قلبي و عروقي مي شود. ‏
‏ در اين ميان نقش استرس در زندگي روزمره و در محيط كار فرد نيز بايد مورد توجه قرار ‏گيرد. ‏

‏ عوامل زيان آور محيط كار بر دستگاه قلبي عروقي ‏
‏ برخي عوامل زيان آور محيط كار كه قادرند در فرد باعث بروز بيماري هاي قلبي و عروقي يا‏تشديد اين بيماري هاشوند عبارتند از: ‏
‏-دي سولفيد كربن: دي سولفيد كربن يك حلال بامصارف گسترده اي است كه در صنعت لاستيك و ‏ابريشم مصنوعي كاربرد دارد. تماس بااين ماده در محيط كار سبب تسريع پديده ‏آترواسكلروز ياتصلب شرايين در عروق و در نهايت بروز اسكيمي در عضله قلب شده و منجر ‏به سكته قلبي مي شود. ‏
‏ در تماس حاد بااين حلال علايمي چون سردرد، خستگي، گيجي، منگي، سرگيجه، اختلال هوشياري ‏و علايمي از افسردگي ايجاد مي شود. اماتماس مزمن بااين حلال سبب تنگي عروق به ويژه در ‏ناحيه قلب، مغز، شبكه چشم و عروق محيطي مي شود. ‏
‏ مهم ترين راه تماس بااين حلال راه تنفسي بوده و باكنترل محيط كار و كاهش ميزان تماس با‏اين حلال مي توان از بروز عوارض اين حلال جلوگيري كرد. ‏

‏ مونوكسيدكربن ‏Carbon Monoxide )CO‏) ‏
‏ مسموميت بامونوكسيدكربن شايع ترين مسموميت در صنعت است. مونوكسيدكربن گازي بي رنگ و ‏بي بو است كه هر جاسوخت ناقص وجود دارد اين گاز توليد مي شود. ‏
‏ در ريخته گري ها، تعميرگاه هاو گاراژهاو رانندگان ليفتراك خطر تماس بااين گاز وجود ‏دارد. ‏
‏ مسموميت حاد بامونوكسيدكربن سبب اختلال هوشياري، گيجي، منگي، سردرد، تهوع و در نهايت ‏مرگ مي شود. ‏
‏ تشخيص بيماري باگرفتن شرح حال دقيق و توجه به احتمال مسموميت بامونوكسيدكربن و ‏علايم باليني ميسر مي شود و درمان شامل اكسيژن صددرصد و اكسيژن بافشار بالامي باشد. ‏
‏ اماتماس مزمن بامونوكسيدكربن سبب تسريع پديده آترواسكلروز شده و احتمال بروز ‏بيماري هاي عروق كرونر و اسكيمي عضله قلب راافزايش مي دهد. از اين رو وجود اين گاز ‏در محيط كار در طولاني مدت سبب بروز عوارض قلبي عروقي شده و سيگار كشيدن اين پديده را‏تشديد مي كند. ‏

‏ نيترات هاي آلي ‏
‏ اين مواد در ساخت نيتروگليسيرين در صنايع مهمات سازي و داروسازي كاربرد دارند. ‏كارگراني كه درتماس بااين مواد هستند دچار اتساع عروق به ويژه در ناحيه وريدهاي ‏اندام هامي شوند. ‏
‏ در روزهاي اوليه تماس بااين مواد علايم سردرد، سرگيجه، برافروختگي پوست، كاهش فشار ‏خون و افزايش ضربان قلب بروز مي كند و باتكرار تماس سيستم سمپاتيك بدن به تدريج با‏شرايط جديد سازش پيداكرده و موجب تنگي عروق مي شود. ‏
‏ پس از اين انطباق اگر تماس بانيترات هاي آلي در محيط كار قطع شود فرد دچار علايم تنگي ‏عروق كرونر آسليمي عضله قلب خواهد شد. اين حالت شبيه وضعيتي است كه فرد مبتلابه ‏تنگي عروق كرونر داروهاي خود راقطع كند. ‏
‏ ‏
نوشته شده توسط khalil در دوشنبه پنجم شهریور 1386 | موضوع:
 

به نام خدا

با سلام خدمت تمامي دوستان

سايت سلامت قلب از  ۵/۶/۱۳۸۶ شروع به فعاليت نموده و اميدوار است با ارائه

اطلاعات جديد و کامل رضايت شما را جلب کند.

 

همه افراد بویژه زنان باید درباره بیماری های قلبی آگاهی پیدا کنند. بیماری قلبی از مهمترین عوامل مرگ و میر بویژ در میان زنان خانه دار است.
مهمترین ریسک فاکتورها یا عوامل موثر در ایجاد بیماری های قلبی عبارتند از : چاقی ، نداشتن فعالیت بدنی ، فشار خون بالا ، و دیابت.
- اگر می خواهید قلبی سالم داشته باشید بیاموزید که غذای سالم بخورید.
مصرف چربی های ترنس و روغن های هیدروژنه موجود درمارگارین ، غذاهای سرد و غذاهای سرخ شده را کاهش دهید.
در طبخ غذا از سیر و روغن زیتون اصل استفاده کنید.
اسیدهای چرب امگا – سه که بهترین منبع آن روغن ماهی است را نیز در غذای خود بگنجانید.
- عامل دیگر در جلوگیری از بیماری های قلبی ورزش است.
سعی کنید سه تا چهار بار در هفته و حداقل به مدت نیم ساعت ورزش کنید.
یک برنامه ورزشی مفید شامل فعالیت بدنی مداوم است که ریتمیک و دائمی باشد.
این برنامه باید جریان خون به عضلات را به میزان قابل ملاحظه ای افزایش دهد و بهبود عملکردسیستم قلبی عروقی را موجب شود. چنین ورزش هایی ایزوتونیک ، دینامیک یا ائروبیک نامیده می شوند.
اگر می خوهاید قلب سالمی داشته باشید باید ورزش آئروبیک انجام دهید. فعالیت های آئروبیک باعث پمپ خون می شوند.
در واقع با افزایش ضربان قلب ، سرعت جریان خون نیز افزایش یافته ، اکسیژن بیشتری به عضلات منتقل می شود.
این امر باعث افزایش قدرت عضلانی و بهبود عملکرد قلبی عروقی می شود.
انواع ورزشهای آئروبیک عبارتند از پیاده روی ، دو آهسته ، دوچرخه سواری ، شنا ، طناب زدن ، و اسکیت.
به برنامه روتین ورزشتان ادامه دهید.
همیشه قبل و بعد از انجام تمرینات ورزشی حرکات کششی انجام دهید.
آب مورد نیاز بدن را تامین کنید.
- شیوه مناسبی را برای زندگی اتخاذ نمایید.
علاوه بر برخورداری از یک رژیم غذایی سالم و ورزش لازم است به این توصیه ها نیز عمل کنید :
سیگار نکشید و از دود آن هم پرهیز کنید چرا که هر دو آنها عامل ایجاد بیماری های قلبی هستند.
سعی کنید تا حد امکان از استرس و اضطراب بکاهید.
این دو نیز منجر به افزایش فشار خون و دیگر بیماری ها می شوند.
وزنتان را در حد متعادل و استاندارد نگه دارید.
چاقی یکی از عوامل موثر در ایجاد بیماری قلبی است.
- به دقت مراقب شاخص های خونی ایجاد بیماری قلبی باشید.
حتما جهت بررسی افزایش کلسترول ، تر ی گلیسرید ، هوموسیستئین و پروتئین واکنشگر سی (CRP) در خون ، آزمایش بدهید و در صورتی که هریک از اینها افزایش یافته بود دستورالعمل های مربوطه را دنبال کنید.
اگر کلسترول خونتان افزایش یافته می توانید به تجویز پزشک و در صورت نیاز از داروهای کاهش دهنده آن استفاده کنید.
در آزمایش خون علاوه بر کلسترول خون ، میزان ال.دی.ال (کلسترول بد) و اچ.دی.ال (کلسترول خوب) و مهمتراز آن نسبت اچ.دی.ال به ال.دی.ال بسیار حائز اهمیت است.
سطح طبیعی کلسترول بین 220-180 ، میزان ال.دی.ال نرمال ، زیر 100 و سطح نرمال اچ.دی.ال بالای mg/dl 50 می باشد. بهترین حالت این است که سطح ال.دی.ال را پایین و میزان اچ.دی.ال را بالا نگه دارید.
بیاد داشته باشید 20 تنها درصد کلسترول شما از مواد غذایی می آید و 80 درصد باقی توسط کبدتان ساخته می شود. برای کمک به کاهش کلسترول ، به جای گوشت پرچرب از نوع کم چرب آن استفاده کنید.
به جای زرده تخم مرغ سفیده آن را بخورید ، مرغ را بدون پوست مصرف کنید ، لوبیا و نخود فرنگی که کمترین مقادیر کلسترول و در عوض فیبر زیادی دارند را به رژیم غذائیتان بیفزایید.
بهیچ وجه در طبخ غذا از روغن جامد استفاده نکنید.
روغن ماهی نیز در کاهش کلسترول مفید است.
اگر تری گلیسیرید خونتان افزایش پیدا کرده مصرف قند و کربوهیدرات را کاهش دهید. همچنین روغن ماهی ، ویتامین C ، و چای سبز مواد طبیعی بی ضرری هستند که در کاهش تری گلیسیرید مفیدند.
اگر سطح هوموسیستئین خونتان بالا رفته براحتی می توانید با افزودن ویتامین B به رژیم غذایی بویژه اسید فولیک ، ویتامین ب- 6 و ویتامین ب-12 آن را به حد طبیعی باز گردانید.
و بالاخره اگر سطوح پروتئین واکنشگر سی افزایش یافته نشان دهنده التهاب در خون است. روغن ماهی و زنجبیل بطور طبیعی به کاهش آن کمک می کند.
بنابراین اگر می خواهید بقیه عمر را باقلبی سا لم سپری کنید به این توصیه ها توجه کنید:
- به اندازه کافی ورزش کنید.
- رژیم غذایی مناسب داشته باشید.
- قلبتان را از مواد تخدیری پاک نگه دارید.

 

 

 

نوشته شده توسط khalil در دوشنبه پنجم شهریور 1386 | موضوع: