تبليغاتX
medico
 

چند موارد هستند که بزرگترين ضربه ها را مستقيما به سيستم اعصاب وارد ميسازد. اين موارد عبارتند از:

1- اعمال جراحي از قبيل جراحيهاي شکم، جراحيهاي استخوان ،سزارين، لوزتين و کلا هر نوع عمل جراحي که جراح مجبور هست با

بيستوري (چاقوي جراحي)انسزيون(برش)روي بدن بيمار ايجاد نمايد و دراثر اين برش يا بريدن همه تار و پود اعم از رگها ، مويرگها ،

ترهاي عصبي پاره شوند خالي از عوارض نيست قطعا ضعف اعصاب ،بيماريهاي روحي ، افسردگيها وغير را بدنبال داردئ

2- کم خوابي و بيخوابي بيشتر در نزد کسانيکه شغل شبانه دارند،

مانند پزشکان ،پرستاران ،کارمنداني که بصورت شيفتي کشيک شبانه دارند مانند کارکنان بيمارستانها،داروخانه هاي شبانه

روزي ،کارکنان مخابرات ،اتش نشانان،رانندگان،سربازان و غيره که خواب شيرين خود را براي ملت شريف به بيداري مي گذرانند.

3- مصيبتها:کسانيکه عزيزي را در سانحه اي و يا به علت بيماري و غيره از دست ميدهند معمولا مصيبت زدگان بيشتر دجار دپرسيون يا(

افسردگي)ميشوند
نوشته شده توسط khalil در پنجشنبه یکم آذر 1386 | موضوع:
 

بي خوابي هاي عصبي

1- عرق بهار نارنج براي درمان بي خوابي هاي عصبي موثر هست.

2- کدو براي بي خوابي خوب است.

3- کاهو خواب اور است .

4- خوردن يک قاشق عسل در يک ليوان شير قبل از خواب از خواب خواب اور است.

5- گشنيز خواب اور هست گشنيز خام را پس از پاک کردن و شستن به مقدار 30 گرم قبل از خواب ميل نماييد.

6- خوردن سيب خواب مي اورد.

7- اگر روغن بنقشه را به پنبه اغشته و شياف نماييد براي رفع بي خوابي اثري فوق العاده دارد.

8- دوازده گرم گل شقايق خشک را در يک ليتر اب به مدت 10 دقيقه بجوشانيد و بنوشيد تا در عالم پراز سکون و ارامش بخواب برويد.

9- هر شب قبل از خواب يک فنجان دم کرده بهار نارنج يا برگ بهار نارنج را با کمي عسل شيرين خواب ارام و مطبوعي را پديد مي اورد.

10- دم کرده گل بنقشه براي بي خواي مفيد است.

نوشته شده توسط khalil در پنجشنبه دهم آبان 1386 | موضوع:
 

صرع

صرع بطور ناگهاني ظاهر ميشود بيمارحواس خود را از دست ميدهد و بيهوش وناگهان به زمين مي افتد.

پار کينسون

بيماري پارکينسون که به ان رعشه يا لقوه مي گويند نتيجه ضايعاتي در بعضي از قسمتهاي مغز هست و بيشتر در مردان ديده مي شود.

بيماري کره يا بيماري رقص

بيماري کره بيشتر در کودکان ونوجوانان بروز مي کند و عوارضي مانند رماتيسم و ناراحتي قلب و اندرو کارديت (التهاب قسمت داخلي قلب)بدنبال دارد.

دراين بيماري ،بيمار حرکات لقوهاي شکل دارد که ناگهان در دستها و پاها و حتي در صورت نمايان مي شود بطوريکه بنظر مي رسد طفل شکلک مي سازد

حرکتها غير ارادي هستند بيمار عصبي مزاج و هيجاني هست.

فلج صورت

نوزاداني که بويسله فورسپس بدنيا مي ايند که درين حالت ممکن است عصب صورت اسيب ببيند.

عقب ماندگي مغزي

علت اين بيماري رشد غير کافي مغز در دوران جنيني و در دوران شير خوارگي بر اثر مبکروسفالي (کوچکي مغز ) و هيدروسفالي يا فلج هست.

صدمه هاي در حين تولد مثل فورسپس (بر اثر فشاري که فور سپس به سر جنين وارد مي سازد و خونروي مغزي پيش مي ايد.)

 

نوشته شده توسط khalil در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386 | موضوع:
 

غذاهاي ارامبخش براي اعصاب

غذاهايي که ارامش مي بخشند بيشتر در برنامه روزانه غذايي گنجانده شود.مثل:

1- کاهو،سعي کنيد هر روز بر سر سفره شما کاهو باشد.

2- درفصل شلغم هر روز شلغم مصرف کنيد شلغم مقوي حافظه و نيروبخش اعصاب است . شلغم درد اعصاب را تسکين

مي دهد.

3- ترخون مسکن دردهاي اعصاب هست.

4- به اعصاب راتقويت مي کند.

5- بجاي چاي از دم کردن گل گاوزبان با سنبل الطيب ميل کنيد.

6- ويتامين 1b  ضد ورم عصب و عصبانيت است.

7- انواع خربزه مخصوصا گرمک(طالبي) هويج ،اسفناج،کلم،گردو،بادام،فندق،سيب،گلابي،الو،گوجه،هلو،انگور،شاه

بلوط،پسته و بادام زميني ميل کنيد.

8- مواد داراي کلسيم مثل مرکبات ،شير،سفيده ي تخم مرغ،چقندر،گردو، تره ، تره فرنگي،کاهو،غلات،تمشک،نخود

تازه،هويج،کلم،گندم.

نوشته شده توسط khalil در شنبه بیست و یکم مهر 1386 | موضوع:
 

موارد هستند که بزرگترين ضربه ها رامستقيما به سيستم اعصاب وارد ميسازند.اين موارد عبارتند از:

 

1-اعمال جراحي از قبيل جراحيهاي استخوان ،سزارين،لوزتين وکلا"هر نوع عمل جراحي که جراح مجبور هست با

بيستوري (چاقوي جراحي )انسزيون (برش )روي بدن بيمار ايجاد نمايد و دراثر اين برش يا همه تاروپود اعم ازرگها

مويرگها تارهاي عصبي پاره مي شوند تا دوباره بهم بپيوندند وترميم شوند خالي از عوارض نيست قطعا ضعف اعصاب

بيماريهاي روحي ،افسردگيها و غير و رابدنبال دارد.

نوشته شده توسط khalil در چهارشنبه هجدهم مهر 1386 | موضوع:
 

بيماريهاي عصب ها

1-شکستگي بازو (که عصب راديال بازوکه ازکنار استخوان بازو مي گذرد)دراثربريدگي يا زخمهاي عميق يا ضربه هاي شديد و يا شکستگي بازو ممکن است اسيب ببيند.

2-اعتياد به الکلشخصي الکلسيم به بيماري رواني مبتلا ميشود زيرا الکل برسلولهاي مغزاثر مخرب دارد.

3-بيماري قند.

4-مسموميت ها ازارسنيک سرب ، نمکهاي جيوه و نمکهاي طلا.

5-کمبود ويتامين ب.

6-بيماري عفوني بويژه ديفتري.

7-سرطان ها

فلج کودکان (پوليوميليت)

بيماري عفوني و مسري هست که بيشتر در کودکان و کمتردرنوجوانان ديده مي شود علت بيماري ويروسي هست.

تشنج

تشنج عبارتست از :تکان هاي سريع و حرکتهاي يکنواخت و کوتاه در نتيجه انقباضهاي پي در پي يک يا چند ماهيچه.

نمونه تشنج ماهيچه اي ، سکسکه و يا لرزشهايي است که در پلکها و يا در قسمت کوچکي از بدن عارض مي شود . بيماري صرع نوعي تشنج است.

 

نوشته شده توسط khalil در پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386 | موضوع:
 

دوعامل بر زندگي انسان اثر دارد. ساختار ژنيتکي که استعداد افراد را در ابتلا به بيماريها تعيين مي کند و روش زندگي .شما نمي توانيد عوامل ارثي موثر بر زندگي تان را تغييردهيد. ولي قادريد براي کنترل خطر اسيب ديدگي يا ابتلاء به بيماريها رفتارتان را اصلاح کنيد . شما بر ميزان خوردن ، اشاميدن ، سيگار کشيدن ،ورزش کردن و همچنين ميزان فعاليت جنسي تان، تا حدودي احاطه داريد . روش زندگي فرد روي سلامت حال و اينده اش اثر دارد.

قلب سالم

درهر روش زيستن عواملي همچون رژيم غذايي مي تواند بر ساختارعروق کرونري و سلامت قلب موثر باشد.

در کشورهاي توسعه يافته ، بعلت ارتقاء سطح سلامت اجتماعي ، اميد به زندگي به بيش از يک قرن افزايش يافته است. با وجود اين ، در بريتانيا کبير ، تقريبا" 90 هزار نفر قبل از سن 65 سالگي مي ميرند ، که اغلب اين مرگها ناشي از بيماريهاي طولا ني مدت نظير سرطان قلبي است. شما مي توانيد با يک روش زندگي سالم ،خطر ابتلاء به بعضي از اين بيماريها را کاهش دهيد.

نوشته شده توسط khalil در شنبه بیست و چهارم شهریور 1386 | موضوع:
 
به چه وسيله رگها و عروق را باز کنيم.                                                                     

زماني که ديواره هاي رگ و سرخرگي ضخيم و سفت شود ، انسداد عروق قلب يا آرترواسکلروزيس پيش آمده است. آترواسکلروزيس يکي از شايع ترين اشکال آرترواسکلروزيس است.
گرچه اين دو واژه اغلب بجاي يکديگر استفاده مي شوند ، آترواسکلروزيس به سخت شدن عروق در اثر تجمع باقيمانده هاي چربي (پلاک) و ديگر مواد در ديواره عروق گفته مي شود. قلب يکي از اندام هايي است که معمولا دچار آترواسکلروزيس مي شود.
زماني که عروق قلب وعروق کرونر باريک شوند ، ممکن است بيمار به درد قفسه سينه يا حتي حمله قلبي دچار شود
نحوه انجام کار به شرح زير است:
پس از تشخيص انسداد عروق قلب که گاهي توسط اسکن و اغلب بوسيله روش آنژيوگرافي صورت مي گيرد ، پزشک معمولا اقدام به عمل آنژِيوپلاستي مي کند.
اين روش غير جراحي براي باز کردن سرخرگ باريک شده کرونر انجام مي شود.
طي اين عمل يک رشته سيم باريک از محل کشاله ران وارد رگهاي خوني مي شود تا به پلاک يا لخته اي برسد که براي مثال باعث سکته قلبي شده يا ممکن است بشود.
اين سيم بطور مکانيکي لخته را منهدم مي کند. گرچه آنژيوپلاستي دراکثر موارد موفقيت آميز است اما گاهي انسداد عروق مجددا روي مي دهد.
به همين منظور و براي باز نگه داشتن رگ ، پزشک تصميم به کاشت يک "استنت" در رگ مي گيرد.
استنت لوله فلزي فنري شکل مشبکي است که در سرخرگ قرار داده مي شود تا آن را باز نگه دارد.
اين ايمپلنت که دائمي است رگ را باز نگه داشته عبور جريان خون را بهبود مي بخشد و از علائم بيماري عروق کرونر مي کاهد.
اين لوله مشبک کوچک روي يک بالن کاتاتر سوار شده و به محل انسداد منتقل مي شود. زماني که بالن باد مي شود استنت منبسط مي شود و با فشار به ديواره داخلي رگ کرونر متصل مي گردد.
پس از آنکه هواي داخل بالن تخليه مي شود ، آن را بيرون مي آورند در حاليکه استنت در آنجا باقي مي ماند.
تجربه نشان داده است که استفاده از استنت بر موفقيت آنژِيوپلاستي افزوده و از ميزان تنگي مجدد عروق مي کاهد.
مزاياي کاشت استنت:
پس از آنژِيو پلاستي و کاشت موفقيت آميز استنت ، اکثر بيماران نشانه ها ي بيماري را که قبلا وجود داشت ديگر احساس نمي کنند و يا خيلي کمتر حس مي کنند.
ميزان کاهش نشانه ها بستگي به اندازه ناحيه جديد باز شده در رگ و انسداد يا تنگي عروق ديگر دارد.
پس از عمل:
بعد از انجام روش بيمار به قسمت ري کاوري يابخش مراقبت ويژه منتقل مي شود و معمولا يک يا دو شب در بيمارستان مي ماند.
فشار خون و ريتم قلب بطور مرتب کنترل مي شود. نوشيدن مايعات به بيمار توصيه مي شود تا ماده شفاف کننده تزريقي از راه کليه ها دفع شود.
ابتدا فعاليت بدني بيمار تا حدي محدود مي شود و او بايد بتدريج آن را افزايش دهد.
پيش از مرخص شدن از بيمارستان پزشک دستورالعمل هايي را در مورد داروها ، رژيم غذايي و فعاليت بدني به بيمار مي دهد که بايد به دقت رعايت شود
.

نوشته شده توسط khalil در جمعه بیست و سوم شهریور 1386 | موضوع:
 

با

نوشته شده توسط khalil در جمعه بیست و سوم شهریور 1386 | موضوع:
 

قلب و عروق

در سیاهرگهای بزرگ نظیر
بزرگ سیاهرگها (Vena Cava) لایه داخلی از آندوتلیوم و لایه زیر آندوتلیال
نسبتا ضخیم تشکیل شده است. لایه میانی و لایه داخلی ضخیم ترین لایه
می‌باشد. لایه خارجی وریدهای بزرگ حاوی دسته‌ای از عضلات صاف طولی ، الیاف
کلاژن و الاستیک می‌باشد. وریدهای متوسط در وریدهای متوسط نظیر وریدهای
جلدی و اندامی، از نظر ساختمانی لایه داخلی نازک ، لایه میانی در مقایسه
با وریدهای بزرگ نسبتا ضخیم و لایه داخلی عمدتا از الیاف کلاژن طولی و
الیاف الاستیک پراکنده تشکیل شده و بطور واضحی ضخیم‌تر از لایه میانی
می‌باشد. این وریدها دارای دریچه‌هایی (Valves) هستند. دریچه‌ها از دو چین
نیم هلالی لایه داخلی ، که غنی از رشته‌های الاستیک می‌باشند، تشکیل شده
اند، و در هر سطح ، آندوتلیوم آنها را می‌پوشاند. این دریچه‌ها باعث رفتن
خون وریدی به طرف قلب می‌شوند و از بازگشت آن جلوگیری می‌کنند. نیروی پیش
برنده قلب ، توسط انقباض عضلات اسکلتی اطراف این وریدها تقویت می‌شود.
وریدچه‌ها وریدچه‌ها یا ونولها عروقی هستند به قطر 1-0.2 میلیمتر که در
آنها لایه داخلی از یک ردیف سلول آندوتلیال و غشا پایه تشکیل شده است.
لایه میانی بسیار نازک و حاوی 3-1 لایه عضلانی و یا در مواردی فاقد عضله
می‌باشد. لایه خارجی که ضخیم‌ترین لایه می‌باشد عمدتا حاوی الیاف عمدتا
الیاف کلاژن است. وریدیچه‌های مرتبط با شبکه مویرگی بسیار کوچک بوده و به
وریدچه‌های پشت مویرگی موسومند. وریدچه‌های پشت مویرگی از نظر ساختمانی
شبیه مویرگها هستند و دارای دو عمل مهم می‌باشند:
چون فشار خون در این وریدچه‌ها پایینتر از مویرگها می‌باشد، این امر به
برگشت مایعات خارج شده از مویرگها به سیستم گردش خون کمک می‌کند.
افزایش نفوذپذیری این وریدچه‌ها در پاسخ به هیستامین و سایر مواد سبب
می‌شود که در واکنشهای التهابی نیز دخیل باشند. وریدچه‌های پشت مویرگی در
اعضای لنفاوی ساختمان ویژه‌ای دارند که خروج لنفوسیتها را از آنها
امکان‌پذیر می‌سازد. شریانهای الاستیک این شریانها شامل آئورت و شاخه‌های
اصلی آن در مجاورت قلب و اغلب سرخرگهای ریوی می‌باشد. طبقه داخلی در این
شریانها از سلولهای آندوتلیال و لایه زیرآندوتلیال حاوی تعدادی فیبروبلاست
تشکیل شده است. طبقه میانی ضخیم‌ترین لایه بوده و از الیاف الاستیک و
عضلات صاف پراکنده و کلاژن ساخته شده ، طبقه خارجی از الیاف کلاژن ، الیاف
الاستیک پراکنده و فیبروبلاستها تشکیل شده است. سرخرگهای الاستیک با توجه
به خاصیت ارتجاعی دیواره خود که به سادگی اتساع می‌یابند، باعث می‌شوند که
خون پمپ شده بطور متناوب از قلب به جریان پیوسته تبدیل گردد. شریانهای
عضلانی این شریانها که از انشعابات شریانهای الاستیک و کوچکتر از آنها
هستند، به شریانهای متوسط یا توزیع کننده نیز موسومند. لایه داخلی در این
رگها مشابه سرخرگهای الاستیک است. لایه میانی عمدتا صاف حلقوی و مارپیچی
تشکیل شده است. بطور پراکنده در بین سلولهای عضلانی ، الیاف الاستیک هم
دیده می‌شود. لایه خارجی در این شریانها ، از الیاف کلاژنی که بطور طولی
قرار گرفته‌اند، تشکیل شده است. شریانهای عضلانی با انقباض یا انبساط
عضلات صاف لایه میانی خود ، می‌توانند مقدار خون اندامها را کنترل کنند.
شریانچه‌ها شریانچه‌ها یا آرتریولها ، کوچکترین انشعابات شریانها هستند که
قطر آنها بطور کلی از 0.5 میلیمتر کمتر است و نهایتا به مویرگها منتهی
می‌شوند. لایه داخلی متشکل از آندوتلیوم و لایه زیر‌آندوتلیالی ظریف است.
طبقه میانی از یک یا چند لایه عضلات صاف حلقوی و لایه خارجی از بافت
پیوندی شل تشکیل یافته اشت. انقباض عضلات دیواره شریانچه‌ها می‌تواند قطر
رگها را بطور خاصی تغییر دهد و از این نظر نقش مهمی در توزیع خون به
مویرگها دارند. آرتریولهای انتهایی به موئینه‌ها و یا مت آتریولها
(Metarteriole) ختم می‌شوند. موئینه‌ها از مویرگها بزرگتر هستند. مویرگهای
پیوسته (Continuous Copillaries) مویرگهای پیوسته یا سوماتیک بوسیله عدم
وجود منفذ در دیواره‌شان مشخص می‌شوند، بوسیله اتصال محکم به یکدیگر
چسبیده‌اند. این نوع مویرگها در انواع مختلف عضله ، بافت همبند ، غدد برون
ریز (اگزوکرین) و سیستم عصبی دیده می‌شود. در برخی مناطق به غیر از بافت
عصبی ، وزیکولهای پینوسیتوزی متعددی در هر دو سطح سلول آندوتلیال دیده
می‌شوند. این وزیکولها به صورت منفذ در سیتوپلاسم این سلولها دیده می‌شوند
و مسئول انتقال درشت مولکولها در هر دو جهت در سیتوپلاسم آندوتلیوم
می‌باشند. مویرگهای منفذدار (Fenestrated capillaries) به مویرگهایی اطلاق
می‌شود که سلولهای آندوتلیال پوشاننده آنها دارای منافذی به قطر 80 - 60
میکرومتر می‌باشد. بایستی توجه داشت که در مویرگهای منفذدار تیغه پایه
فاقد منفذ بوده و یکپارچه است. مویرگهای منفذدار در بافتهایی یافت می‌شوند
که تبادل مواد بین بافت و خون سریع است که بیشتر در پانکراس ، لوله گوارش
و غدد آندوکرین دیده می شوند. در این مویرگها منافذ سلولها توسط لایه
نازکی به نام دیافراگم پوشیده شده‌اند که نفوذ‌پذیری آنها نسبت به غشا و
سلول زیادتر است. سینوزوئیدها (Sinusoids) مویرگهایی بسیار وسیع (تا 40
میکرومتر) و دارای شکل نامنظم می‌باشند که سلولهای آندوتلیال پوشاننده
آنها دارای منافذ بدون دیافراگم و تیغه پایه آنها غیر ممتد است. علاوه بر
این ، وجود فضاهای بزرگ بین سلولهای آندوتلیال باعث می‌شود که نه تنها
پلاسما بلکه سلولهای خونی نیز از آن فضاها به بیرون راه یابند که این
فضاها گاها بوسیله ماکروفاژها اشغال می‌شوند، سینوزوئیدها در کبد ، مغز
استخوان و طحال دیده می‌شوند. این مویرگها دارای مسیر پرپیچ و خمی هستند و
گردش خون در آنها آهسته می‌باشد. اعمال مویرگها مویرگها رابط بین
شریانچه‌ها و وریدچه‌ها بوده و به علت وسعت زیاد خود ، داشتن دیواره نازک
و کاهش سرعت جریان خون در آنها مناسبترین محل برای مبادله مواد غذایی ،
اکسیژن و دی‌اکسید کربن بین خون و مایعات بافتی می‌باشند. مبادله مواد از
طریق انتشار ، عبور از منافذ دیواره مویرگها ، عبور از اتصالات بین سلولی
و توسط وزیکولهای پینوسیتوزی انجام می‌گیرد. عبور مواد و کلوسیتهای خون از
اتصالات بین سولهای آندوتلیال تحت تاثیر موادی نظیر هیت‌مین و برادی‌کینین
که در شرایط التهابی بطور موضعی ترشح می‌گردند، افزایش می‌یابد.
سلولهای آندوتلیال پوشاننده مویرگها اعمال دیگری نیز انجام می‌دهند که
مهمترین آنها عبارتند از: تبدیل آنژیوتانسین I غیر فعال به آنژیوتانسین II
فعال می‌باشد که موجب بالا رفتن فشار خون می‌گردد ، غیر فعال کردن موادی
نظیر برادی کینین ، پروستاگلاندین‌ها ، نوراپی نفرین ، سروتونین و ترومبین
، لیپولیز و جلوگیری از تشکیل ترومبوز (لخته در داخل رگهای خونی) و تبدیل
آنها به مواد بی‌اثر. قلب قلب عضوی است که با انقباضات منظم خود خون را به
داخل دستگاه گردش خون پمپ میکند. جدار قلب مانند رگهای خونی از سه لایه
تشکیل شده است. لایه داخلی یا اندوکاردیوم ، لایه میانی یا میوکاردیوم و
لایه خارجی یا اپی کاردیوم. لایه خارجی خود دو لایه است که پریکارد نام
دارد. یک لایه این پرده دو لایه به دیواره حفره دور قلبی چسبیده و لایه
جداری نام دارد. لایه دیگر آن به سطح قلب چسبیده و لایه احشایی یا اپی
کاردیوم نامیده میشود. رگهای لنفی به استثنای ارگانهای معینی نظیر سیستم
عصبی مرکزی ، استخوان و غضروف در بیشتر ارگانها بافتهای همراه و به موازات
رگهای خونی ، رگهای دیگری به نام رگهای لنفی وجود دارند. این رگها که به
صورت بن بست از بافتها سرچشمه میگیرند مایعات میان بافتی موسوم به لنف را
از بافتها جمع آوری و به سیستم گردش خون باز میگردانند. جریان لنف یک طرفه
بوده و از بافتها به سوی قلب میباشد.

قلب یک تلمبه عضلانی است که در سینه قرار دارد و بطور مداوم در
حال کار کردن و تلمبه زدن است. قلب بطور شبانه روزی خون را به سرتاسر بدن
تلمبه می‌کند. در حدود 100000 بار در روز قلب ضربان می‌زند. برای اینکه
قلب بتواند این کار سنگین را انجام دهد نیاز دارد که توسط شریانهای کرونری
، به عضله خودش هم خونرسانی مناسبی صورت پذیرد. آناتومی قلب این عضو
مخروطی شکل بصورت کیسه‌ای عضلانی تقریبا در وسط فضای قفسه سینه (کمی
متمایل به جلو و طرف چپ) ابتدا در دل اسفنج متراکم و وسیعی مملو از هوا
یعنی ریه‌ها پنهان شده و سپس توسط یک قفس استخوانی بسیار سخت اما قابل
انعطاف مورد محافظت قرار گرفته است. ابعاد قلب در یک فرد بزرگسال حدود
6x9x12 سانتیمتر و وزن آن در آقایان حدود 300 و در خانمها حدود 250 گرم
(یعنی حدود 0.4 درصد وزن کل بدن) می‌باشد. قلب توسط یک دیواره عضلانی
عمودی به دو نیمه راست و چپ تقسیم می‌شود. نیمه راست مربوط به خون سیاهرگی
و نیمه چپ مربوط به خون سرخرگی است. هر یک از دو نیمه راست و چپ نیز مجددا
بوسیله یک تیغه عضلانی افقی نازکتر به دو حفره فرعی تقسیم می‌شوند. حفره
های بالایی که کوچکتر و نازکتر هستند بنام دهلیز موسوم بوده و دریافت
کننده خون می‌باشند. حفره‌های پایینی که بزرگتر و ضخیم‌ترند بطن های قلبی
هستند و خون دریافتی را به سایر اعضاء بدن پمپ می‌کنند. پس قلب متشکل از
چهار حفره است: دو حفره کوچک در بالا (دهلیزهای راست و چپ ) و دو حفره
بزرگ در پایین (بطنهای راست و چپ). شریانهای کرونری شریانهای کرونری از
آئورت بیرون می‌آیند. آئورت ، شریان یا سرخرگ اصلی بدن می‌باشد که از بطن
چپ ، خون را خارج می‌سازند. شریانهای کرونری از ابتدای آئورت منشا گرفته و
بنابراین اولین شریانهایی هستند که خون حاوی اکسیژن زیاد را دریافت
می‌دارند. دو شریان کرونری (چپ وراست ) نسبتا کوچک بوده و هر کدام فقط 3
یا 4 میلیمتر قطر دارند. این شریانهای کرونری از روی سطح قلب عبور کرده و
در پشت قلب به یکدیگر متصل می‌شوند و تقریبا یک مسیر دایره‌ای را ایجاد
می‌کنند. وقتی چنین الگویی از رگهای خونی قلب توسط پزشکان قدیم دیده شد،
آنها فکر کردند که این شبیه تاج می‌باشد به همین دلیل کلمه لاتین شریانهای
کرونری (Coronary یعنی تاج) را به آنها دادند که امروزه نیز از این کلمه
استفاده می‌شود. از آنجایی که شریانهای کرونری قلب از اهمیت زیادی
برخوردار هستند، پزشکان تمام شاخه‌ها و تغییراتی که می‌تواند در افراد
مختلف داشته باشد را شناسایی کرده‌اند. شریانهای کرونری چپ دارای دو شاخه
اصلی می‌باشد که به آنها اصطلاحا نزولی قدامی و شریان سیرکومفلکس یا چرخشی
می‌گویند و این شریانها نیز به نوبه خود به شاخه‌های دیگری تقسیم می‌شوند.
این شریانها ، باعث خونرسانی به قسمت بیشتر عضله بطن چپ می‌شوند. بطن چپ
دارای عضلات بیشتری نسبت به بطن راست می‌باشد زیرا وظیفه آن ، تلمبه کردن
خون به تمام قسمتهای بدن است. شریانهای کرونری راست ، معمولا کوچکتر بوده
و قسمت زیرین قلب و بطن راست را خونرسانی می‌کند . وظیفه بطن راست تلمبه
کردن خون به ریه‌ها می‌باشد. شریانهای کرونری دارای ساختمانی مشابه تمام
شریانهای بدن هستند اما فقط در یک چیز با آنها تفاوت دارند که فقط در زمان
بین ضربانهای قلب که قلب در حالت ریلکس و استراحت قرار دارد، خون دراین
شریانها جریان می‌یابد. وقتی عضله قلب منقبض می‌شود، فشار آن به قدری زیاد
می‌شود که اجازه عبور خون به عضله قلب را نمی‌دهد، به همین دلیل قلب دارای
شبکه موثری از رگهای باریک خونی است که تمام نیازهای غذایی و اکسیژن رسانی
آن را به خوبی برآورده می‌کند. در بیماران کرونری قلب ، شریانهای کرونری
تنگ و باریک می‌شوند و عضلات قلب از رسیدن خون و اکسیژن به اندازه کافی
محروم می‌گردند. (مانند هنگامی که که یک لوله آب به دلایل مختلفی تنگ شود
و نتواند به خوبی آبرسانی کند). در این صورت ، در حالت استراحت ممکن است
اشکالی برای فرد ایجاد نشود ،, اما وقتی که قلب مجبور باشد کار بیشتری
انجام دهد و مثلا شخص بخواهد چند پله را بالا برود، شریانهای کرونری
نمی‌توانند بر اساس نیاز اکسیژن این عضلات ، به آنها خون و اکسیژن برسانند
و در نتیجه شخص در هنگام بالا رفتن از پله‌ها دچار درد سینه و آنژین قلبی
می‌گردد. در چنین مواقعی اگر فرد کمی استراحت کند، درد معمولا از بین
خواهد رفت. اگر یک شریان کرونری به علت مسدود شدن آن توسط یک لخته خون ،
به طور کامل جلوی خونرسانی‌اش گرفته شود، قسمتی از عضله قلب که دیگر خون
به آن نمی‌رسد، خواهد مرد و این یعنی سکته قلبی.


نوشته شده توسط khalil در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 | موضوع: